علي بن حسين انصارى شيرازى
319
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
فاشرستين بپارسى ششبندان گويند و بيونانى انبالس ماليا و معنى آن كرم الاسود بود و در آندلس معروف بود به بوطانيه و به بربرى ميمون و بشيرازى سياهدارو خوانند و ورق آن پهنتر از ورق لبلاب بود اما مانند لبلاب پيچيده شود بر درخت و آن نوعى از فاشرا بود و صفت آن در فاشرا گفته شد و اندرون بيخ وى بزردى مايل و از بيرون سياه بود و وى گرم بود باعتدال و در فعل مانند فاشرا بود و ليكن ضعيفتر از وى بود اندكى و اولى آن بود كه نبات وى چون برويد بپزند و بخورند بول و حيض براند و محلل ورم سپرز بود و صرع را نافع بود و معنى فاشرستين بسريانى دافع شصت علت بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بفتح فا و الف و كسر شين و را و سكون سين و كسر تا و سكون يا و نون در اكثر نسخ چنين است و به عربى كرمة السودا و به فارسى ششبندان سياه و بشيرازى ششبندان و بيونانى انبالس ماليا بمعنى كرم الاسود و برومى انارتر و طيس و به بربرى ميمون و بآندلس معروف بيوطانيه است ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : محمد زكريا گويد چوب پارههايى باشد سطبر و هموار و لون او به لون گرو ماند و چون فشانده شود غبارى از او بريزد و برگ او ببرگ بيد خشك كرده ماند اما سطبرتر و بوى او خوش بود و فاشرستين را سپيدتاك گويند فاجشه جندبيدستر بود فانيد بهترين آن بود كه از قند سفيد سازند و وى غليظتر از شكر بود و طبيعت وى گرم و تر بود در اول و گويند حرارت وى در سئوم بود و آنچه شكرى بود گرم و خشك بود در دويم و گويند سودمند بود جهت سرفه و شكم نرم دارد و خون معتدل از وى متولد شود و سينه را نيكو بود و مؤلف گويد اين فانيد كه منفعت وى گفته شد بشيرازى كعب الغزال خوانند و قطعا آرد در آن نبود و فانيدهايى كه اين زمان مستعمل مىكنند مجموع بىآرد نبود پس اولى آن بود كه در هر تركيبى فانيد بود قند بجاى وى كنند يا كعب الغزال كه آن فانيد اصلى است و صفت وى چنان است كه قند بقوام آورند و بكشند تا وقتى كه تمام شود بعد از آن پاره كنند بر سر غربال بر آتش عرض كنند يا در آفتاب نهند و بعضى قدرى مصطلى اضافت كنند فابش اليونانى باقلا بود و گفته شد فابش النبطى باقلاى نبطى بود و جامسه است فاغيه صاحب منهاج گويد گل حنا بود و هر شكوفه كه خوشبوى بود آن را فاغيه خوانند و آن معتدل بود در گرمى و سردى و تميمى گويد گل حنا چون در ميان جامهء صوف نهند و بهپيچند خوشبوى كند و رها نكند كه سوس آن را تباه كند و بخورد فافيرا فافير بردى است و گفته شد فاعيه بيخ نيلوفر هندى است و آن را فل خوانند و گفته شود